خیلی میخوامش... شاید بیشتر از تویی که داری اینو میخونی اما کمتر از خدا جونم که فداش شم دوستش دارم چون اگه خدا جونم نباشه همه سر در گمیم...

الان خیلی دوست داشتم یکی کنارم باشه که بهش بگم دوسش دارم ... اما اون نه حرفهایم را باور کردش و نه  دوست داشتنم را ... و رفت....   

و من ماندم و دلی که جایی برای دوست داشتن کسی ندارد و نخواهد داشت.....

اما هر چی باشه گذشته و رفته با خودمو با شرایط پیش اومده وفق بدم تا دیگه دل به پسرا نبندم ..